
چه لطیف است حس آغازی دوباره،
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...
و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!
و چه اندازه شیرین است امروز...
روز میلاد...
روز تو!
روزی که تو آغاز شدی!
نهم شهریور ماه روز میلاد مریم مشرقی عزیزمه

تولدت مبارک مریم عزیزم
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 12:34  توسط مریم
|

امروز ۸ شهریور ماه تولد ممول گلم هست.
ممولی امروز ۲۳ ساله میشه!
memol
برای امروز ٬ فردا و هميشه ام

چو گلها سراپا نشاط و شوری ، تولّدت مبارک ، تولّدت مبارک
بهار امیدی ، همه سروری، تولّدت مبارک ، تولّت مبارک
گل من ! چشمِ دلم از تو روشن شکفتی زیباتر از گل به گلشن
نشستی ، چون لاله در باغ هستی ، تویی تو ، بهانه یِ هستیِِ من
دور ، از هر ، بلایِ ، خزانی بمانی ، با شور و نشاطِ جوانی بمانی
گل ، باشی ، که در جمعِ یاران نشینی ، در عالم ، به جز روی شادی نبینی
تولدت مبارک

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 10:19  توسط مریم
|

صبحی تابستانی
اشکی چکید بر زمین
اشکی از چشمانی کوچک
صبح تمام شد و آن روز بود که برای اولین بار صبحی می دیدم
هر چند تصویری نیست
حال سالها گذشته و دوباره سالی بر سالهای زندگیم افزوده می شود
می شنوم
از همه سو می گویند
تولدت مبارک شایان عزیز

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 0:56  توسط مریم
|

نام ِ من زهراست ...
من همانم که همیشه خندان است!
در غم و شادی !
شنیده ام که می گویند:
آنکس که مي گريد
يک غم دارد
آنکس که ميخنـدد
هزار و يک غم
می خواهم بگریم که بگویند:
یک غم داشت!
آن هزارتای دیگری فقط مالِ من است!!
امروز آخرین روز مرداد تولد زهرای عزیزم هست...
زهرا جون یکی از دوس جونای خوبمه که خیلی دوسش دارم
و همچنین تولد یه دوست کوچولوی نازه که اسمش کیمیا ست
کیمیای کوچولوی خاله متولد ۳۱ مرداد ۱۳۷۷ هستش
اونقدر قشنگ وب لاگ مینویسه با این سن کمش
تولداتون مبارک عزیزای گلم
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 12:53  توسط مریم
|

هرسال وقتی 22 مرداد هزاران شهاب به سمت زمین هجوم میاوردن از خودم می پرسیدم چه اتفاقی افتاده که آسمونیا میخوان خودشونو به زمین برسونن؟.... و امسال فهمیدم اونا به پیشواز حضور مسافری میان که سحرگاه 23 مردادماه زمینو با گامهای مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ....
امروز تولد دوست عزیزی هست ...
امیدوارم سالیان سال این روزو با خوبی و خوشی جشن بگیره.
تولدت مبارک
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 21:56  توسط مریم
|

از گذشته چیزی ندارم که به آن برگردم
در آینده هم چیزی نیست تا برایش بروم
اما اکنون برای من است و ازآن من
پس آنرا به تو هدیه میکنم
امروز ۲۱ مرداد ماه تولد میثم نویسنده وب لاگ جسد هست....
امروز هم خواهد گذشت
با اینکه روز میلادت هست
روز خوبی داشته باشی میثم عزیز
تولدت مبارک
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 11:28  توسط مریم
|

۲۰سال پیش در چنین روزی دکتر، پرفسور، استاد معظم، جناب خنگول خان دیوونه
دیده به جهان گشود.
در۵ سال اول زندگیش با یک ضربه شوت راه دور به مدت دوسال گیجو گول بود و
دقیقا در سن ۱۲سالگی مجوز ورود به مدرسه را کسب کرد، وی دوره ۵ ساله دبستان
را در ۷ سال با موفقیت پشت سر نهاد.
دیروز در پی اعتزاض ۵ دانشجوحامی پرفسور شلنگ ( اسم بین المللی استاد دیوونه)
مقابلاو که در حال حاضر دانشجوی ترم شونصدم دانشگاه اراجیف بافی ازدارغوز آباد گینه
بیساوو می باشد هم اکنون در اعتراض به حمله نظامی علیه سیاهپوستان قبرس ۱۰۵
روز است که در اعتصاب خواب به سر می برد.
دیروز در پی اعتزاض 5 دانشجوحامی پرفسور شلنگ ( اسم بین المللی استاد دیوونه)
مقابل سفارت دیوونه خونه در تگزاس 1نفر سربنیست و 4نفر معدوم شدند.
تیمور خنگول، خبرنگار اعزامی شبکه دیمبول، بقالی حاج غلام
این عکس خوشگل هم عکس این دیوونه در ۶ ماهگیست:

دیوونه دیوونه تولدت مبارک
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 11:49  توسط مریم
|

برای چی تاريخ که میذارين، مینويسين ۳۱/۵/۸۳ . دلتون مياد به جای اسم ماه (حالا هر ماهی) يه شماره بذارين؟ دلتون مياد نگين ۲ مهر ؟ ۱۵شهريور، ۱۶ دی ؟ ارديبهشتو که ديگه نگو. واقعا بهشته. آدم کيف میکنه وقتی میگه دو ارديبهشت. (گير نديدا دو از کجا اومد، ديروز يه دوست پسر ! پيدا کردم گفت۲/۲/ به دنيا اومدم. گفتم خيلی بیذوقی بچه). من خودم اين "اردی" شم ديگه نمینويسم (به معنای "مانند") فقط می نويسم ۲/ بهشت/ .خلاصه اگه میخواين تاريخ بنويسين لااقل تو نامههای غير رسمی، بنويسين ۳۱/ مرداد/۸۳و ... از اين پرشن بلاگ هم ممنونم همين طوری تاريخ میذاره.
این نوشته قسمتی از دست نوشته های یه جوونه ... جوون جاهل
که امروز هشتم مرداد تولدشه
فکر کنم یه بیست و خورده ای سال مرداد ماه دیده باشه ولی هنوز کماکان جاهل باقی مونده!
تولدت مبارک جوون جاهل
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 22:43  توسط مریم
|

امروز هفتم مرداد تولد یه دوست خوبه
این دوست مسافریه که سفرش به درون خودش هست!!!
نقطه شروع هر سفر قدوم آغازین آن است و توشه هر سفر الزامی اجتناب ناپزیر برای ادامه آن.
اما کدام مقصد را باید برگزید؟! و برای رسیدن به مقصود کدامین مسیر را باید برگزید؟!
نقطه اوج مسیر راهی که خود نمیدانیم رو به کدام افقی روشن ما را هدایت می کند
شروع زندگی است. آری ؟!!! زندگی
تولدت مبارک مسافر
+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 11:28  توسط مریم
|
وقتی وارد وبلاگش میشی این جمله از همه بیشتر ادمو به خودش مجذوب میکنه ، گفتار نيك ، پندار نيك ، كردار نيك ...

امروز تولد فريداست كه به قول دوستش :
من
پری کوچک غمگينی را
می شناسم که در اقيانوسی مسکن دارد
و دلش را در يک نی لبک چوبين
می نوازد آرام،آرام
پری کوچک غمگينی
که شب از يک بوسه می ميرد
و سحرگاه از يک بوسه به دنيا خواهد آمد
تولدت مبارک فريدا
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 10:0  توسط مریم
|